تعادل شیمیایی

پایه. اساس. رفتارای بین آدما رابطه تعادلی هست. یک تعادل رفتاری (تعادل شیمیایی) در رفتار آدما هست.

مثال کوه به کوه نمیرسه … آدم به آدم میرسه. درسته. امروز بهم ثابت شد. نود درصد ضرب المثلای ما بیخود و بی مصرف هستن. ولی این یکی درسته. اگر تعادل تو طبیعت نباشه همین الان همه چیز از هم پاشیده میشه. حتی تغییرات در تعادل هستن.

بعضیا از این رابطه قسر در میرن. و هر چی ظلم کردن و حق الناس رعایت نکردن جوابشو نمیدن. راحت. میمیرن. مرگ راحت ترین راه فرار از مجازات برای این افراد هست. چرا این جوری میشه؟  چون این افراد اونقدر ظالم و پست هستن که زورکی از رابطه در میرن و جواب پس نمیدن و با نشون دادن یک بیلاخ به همه ، میمیرن و فرار میکنن. چون این زالوها میدونن وقتی که مردن ، جسم بیجونش یک تیکه گوشت بی مصرف بیشتر نیست.

و شما هرچقدر به هوای گرفتن انتقام از اون تیکه گوشت متعفن اون جسد رو بسوزونید تیکه پاره کنید هیچ اتفاقی نمی افته و خودتون رو خسته کردید. بی خود و بی جهت.

خیلی از این موردا کم پیش میاد. خیلی کم.

گذر پوست به دباغخونه می یفته.

Time in a Bottle

If I could save time in a bottle
The first thing that I’d like to do
Is to save every day ’til eternity passes away
Just to spend them with you

If I could make days last forever
If words could make wishes come true
I’d save every day like a treasure and then
Again, I would spend them with you

But there never seems to be enough time
To do the things you want to do once you find them
I’ve looked around enough to know
That you’re the one I want to go through time with

If I had a box just for wishes
And dreams that had never come true
The box would be empty except for the memory
Of how they were answered by you

But there never seems to be enough time
To do the things you want to do once you find them
I’ve looked around enough to know
That you’re the one I want to go through time with

Jim Croce

گل یخ

و آدم ها میمیرن مثل برگ درختی که می یفته گوشه ی جنگل.

هیچ کس نیست … لحظه ی افتادنشو درک کنه.

هیچ کس نبود جون دادنشو درک کنه.

گور مامان و بابای آدما.

و هیچ برگی نمیتونه بگه من بیشترم. زمستون که بشه … همرو سرما میزنه.

اعتیاد

بیخوده. اعتیاد بیخوده.

آدم معتاد… به هر دلیلی که معتاد شده… به شخص بیخودی تبدیل میشه. و وقتی که نعشش نرسه بیخود و بی جهت فحاشی میکنه ، همشم میگه حق با منه. داد میزنه. با کوچکترین بهانه. بهتون توهین میکنه.

و وقتی نعشش میرسه ، فازهای گــوووناگــووون. دشمن خوب و دوست بد.

هیچی روشن نیست. سردرد و نشسته رو زمین … نقطه ای که بهش خیره شدم.

بیخود

این ایراده که زبون فارسی کلمه ای نداره برای کسی که دعوا نکرده و دعوا سرش اومده و زدنش. کتک خوردن نیست. کلمش کتک خوردن نیست. هی میگن “دعوا کرده” بیشرف من اصلا دعوا نکردم. یه عده اوباش برزن تو خونت و بزننت و راحت برن بیرون اسمش میشه دعوا کردن. کتک خوردن هم نیست. زده شدن هم نیست.

یک نفر چقدر باید احمق و پست باشه برای اینکه دو کلوم بیشتر جلوی یک پفیوز دیگه قیافه بیاد از اتفاقی که سر شما اومده یاد کنه و بگه طرف “دعوا کرده”. اینا همونایی هستن که هی میگن ما اینجوری نیستیما… ما اونجوری ایم ولی جای جاش که میرسه پست تر از این زالوها پیدا نمیشه.

رفتم شهر خراب شدشون و اومدم. از روی بدبختی منه که کارم افتاده دست این عوضیا که هی باید به خراب شدشون. میمونه بود که جای دوست و دشمن رو نشون میداد و من یاد این میمونه افتادم. من هم فهمیدم جای دوست کجاست ، جای دشمن کجاست. تا زمانی که در سختی نیفتی نمیفهمی دشمن کیه و دوست کیه. مثل همون آیه قران که میگه وقتی کنارت میشینه میگه من با تو هستم ولی وقتی میره پیش دوستاش مسخرت میکنه. همون دوستایی که یه روز خود همینو نفله میکنن.

نفهم

طرف اون قدر بیشعوره که فکر میکنه چون میتونه با vm یک شبکه مجازی چوسکی و چندتا وب سرور خنک درست کنه دیگه خیلی کامپیوتر بلده. بعد این گه خورا میشن مهندس کامپیوترررررر.

بعد میزنن تو خط عکس فانتزی گرفتن و افکتای گه قدیمی میذارن. همیشه هم اگه پسر باشه یک دختر و اگه دختر باشه یک پسر کنارشونه که ” ما قشر فرهنگهی هستیم. ما دیگه لذات دنیوی رو رد کردیم و در حال دخول به عالم معناییم. ” ولی بدشونم نمیاد یه چرتکه  بزنن.

ناهوش

خراب کردم. قبول میکنم خراب کردم. وقتی که با یکی دیگه قطع کردی باز بری دور و برش و هی پوس پوس کنی ، اشتباه. اشتباه. بعد برای خودت خراب میشه. زبون میره تو مخرج. کسی یم که کارش خراب باشه زبونش کوتاهه. نمیتونه حرف بزنه. چون میدونه کارش خرابه. خراب کرده. خراب.

حالا که فهمیدی خراب شده. همین حالا بس کن. دیگه هم دنبالش نرو. نرو دیگه. اگه نه هی کش پیدا میکنه واسه کاری که نکردی هی باید انرژی بذاری. بیکاری؟

حوزه

استاده می یومد سر کلاس میگفت “من درس حوزه خوندم.” معنی: حواستون باشه. چه اونی که تو کلاسه و چه اونی که داره از پشت دیوار گوش میده. قلاف کنین. آی ی ی ی ی ی نفس کش ش ش ش ش.

برعکس اگه شما واقعا درس حوزه خوندی که نباید این طوری صحبت کنی آخه نابغه.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: “المومن کیِّس الفِطن الحذر” ؛ مؤمن عاقل و چیز فهم و محتاط است.