لجن

هوا اونقدر کثیفه که درون کثیف مردم یک شهرو نشون میده.

افراد هیچ ارزشی برای هم قائل نیستن فقط به فکر چاپیدن و کلاهبرداری از همدیگه هستن. همه دزد شدن.

دود سنگین و پر سربی که تو ریه اینها میره لایق ریه شونه. تو هوای به این کثیفی باز سیگار هم میکشن. آخره لجن.

طرف اومده بود مثلا ادبی برای تئاتر نوشته بود. یعنی شر و وری تف داده بود… همچی بلند و با سرصدا میخوند که فقط میخواستم بگم خفه شو. از کلاه قرمزی و پسرخاله و خونه مادربزرگه و هاپوکومار همچی نوشته بود که مثلا دردهای جامعه رو از زبون و روش زندگی اونها نشون بده.

اونقدر کلامشو پیچیده بود که رشته کلام گم میشد. هر از چند گاهی یک ضربه ای میزد و “اشاراتی” میکرد به “مشکلات”.

نکته اونجاست که اونقدر نفهمه که برای چه کسی داری این خضعبلات رو میبافی؟ برای اون بچه قرطی فوکولی که کنار دوست دخترش تو رختخوابه و اصلا نمیفهمه مشکل یعنی چی؟ اونی که تو عمرش دست به آجر نزده؟ اونی که بزرگترین مشکل تو زندگیش ، الان ، پاک شدن لاک ناخونشه؟ تو اون کلاه قرمزی و پسرخالت.

اصلا ببین این شر و ورایی که داری میگی به درد جامعه میخوره؟ اصلا جامعه تو هیچ آشنایی با این مضخرفات دارن؟ مثل اینه که یه کارتونی که تو آرژانتین مخصوص مردم اونجا ساخته شه و نقد شده رو بیاری و برای دور و بری های خودت بگی انگار یک شاخه ادبی درآوردی. حالم به هم خورد.

فقط برای اینکه بفهمی داری کجا زندگی میکنی یک روز برو جلوی دادگستری بشین. اون وقت میفهمی گرفتاری یعنی چی. بچه قرطی.

سبز چشمانش ، بنفش صدایش – روزبه آذر

آلبوم تازه ای از آقای روزبه آذر و گروهشون.

آلبوم سبز چشمانش، بنفش صدایش با عنوان Her eyes of green and voice of violet به زبان انگلیسی آلبوم تازه منتشر شده ایشون هست.

اولین ترک آلبوم ، والس آفتاب ، خیلی قشنگ بود. یاد آلبوم اول ایشون “جان به رنگ نارنج” افتادم.

حکایت سعدی و پول خون

روزی شخصی سعدی را انگولک می کند.
سعدی فورا سرش را بر می گرداند و مقداری پول بر می دارد و در دست آن شخص می گذارد و می رود…
آن شخص فکر می کند که اگر پادشاه را انگولک کند حتما پاداشی بیشتر از سعدی به او خواهد داد. پس پادشاه را انگولک می کند ، ولی در عوض پادشاه دستور اعدام او را صادر می کند.
از اتفاق سعدی همان مرد را می بیند و به او می گوید: پولی که آن روز به تو دادم ، پول خون تو بود.

رعنا فرحان

زیبایی خاصی در صدای خانم فرحان هست که واقعا گوش دادن به هر کدوم از قطعه هایی که ایشون خوندن ، دلنشین میشه.

همه آلبوم هاشون زیبا هستن. روی موسیقی بلوز که برای شعرها انتخاب میکنن واقعا کار شده.

یه جور بلوز میسی سیپی من حس میکنم قطعه بوسه بدرود و بعضی اوقات بلوز تگزاس هم میشه مثلا در قطعه ز توام من از آلبوم بلوار عطار. خیلی قشنگ. اشعار مولانا و خیام روی بلوز حس جالبی داره.

باز آمدم ، آرزوی تو ، ماه و سنگ و بلوار عطار آلبوم های ایشون هستن.